اتاق فرار نگاتیو
دي ماه ۱۳۳۹ آقای اردشیر بامداد که یک روزنامه نگار و عکاس بود به یک پرونده برمیخورد كه در مورد یک باند قدیمی خلافكار است.
او تصميم ميگيرد اطلاعاتی از اين باند به دست بياورد تا به ادامه کار اين باند خاتمه بدهد؛
آقای آصف كه سردسته اين باند است، از این موضوع باخبر میشود و شما که به عنوان همکاران ایشان هستید را سراغ آقای بامداد ميفرستد تا ايشان را بكشيد و مدارکی كه ازشما به دست آورده را نابود کنید؛ اما وقتی وارد دفتر اقاي بامداد ميشيد متوجه ميشويد كه ايشان دفتر كارشان را ترك كرده است...

